مولف زنده‌ست!

نوامبر 17, 2008

1- كنار بخاري جايي آرام و گرم است كه مي‌شود نشست و فكر كرد،‌كتاب خواند و نوشت. دور از تلويزيون،‌كامپيوتر و آشپزخانه.

2- دنبال جنجال نيستم. آدم معترضي هم… نخواهم بود. اين‌جا يك گوشه براي فكر كردن در آرامش است.همين!

3- اولين باري است كه دارم با ورد پرس كار مي‌كنم. نمي‌دانم چرا هوس كردم از بلاگفا بزنم بيرون. درست مثل يك غروب باراني كه از خانه مي‌زني بيرون.

4- عاطفه‌ي نوزده ساله‌ي پشت كنكوري ،كه مي‌نويسد و جز دوربين و سه‌تار و كتاب عاشق هيچ چيز و هيچ كس نيست،‌دوست پسر ندارد و نخواهد داشت اما زماني دوست‌هاي خوب زيادي داشت و حالا به هيچ كجايش هم نيست كه ندارد،‌از تفكراتش،‌ گلايه‌هايش، ‌دل‌تنگي‌هايش و داستان‌هايش جدا نيست. اين را گفتم كه بگويم مولف زنده‌ست.

5- همه‌ي اتفاقاتي كه در اين 19 سال افتاده است مهم نيست. مهم دي ماهي است كه مي‌آيد و به احترامش بلند مي‌شوم و كلاهم را برمي‌دارم.

6- عادت نمي‌كنم اما زود خسته مي‌شوم. پس هر لحظه ممكن است نباشم يا اگر نتوانم با ورد پرس كنار بيايم نقل مكان كنم.

7-وبلاگ‌هايي كه مي‌خوانم هر روز كم‌تر مي‌شوند. فقط اسم وبلاگ‌نويساني كه دوستشان دارم را مي‌گذارم اين بغل تا يك چيزهايي يادم نرود.

8- روزهايي آرزويم اين بود كه خبرنگار شوم. حالا آرزويم كه نيست اما فكر مي‌كنم اگر خبرنگار نشوم پس چه؟

9 –نگران هيچ كس نمي‌شوم. گمان نمي‌كنم كسي باشد كه نگرانم شود.

10- همه چيز بعضي‌وقت‌ها برايم معني دارد و بعضي وقت‌ها نه! بستگي دارد از كدام دنده بيدار شده باشم.

Hello world!

نوامبر 17, 2008

Welcome to WordPress.com. This is your first post. Edit or delete it and start blogging!


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.